طنزكدۀ كتابگذار اعظم
آنجا که بود دغدغه شان نان و کباب * دیوانه بود هر که برد نام کتاب

 

نهضت شلوارک‌پوشی 

 

قديمها هر وقت كه مي خواستند بگويند طرف خيلي پولدار است مي‌گفتند ببين چه تيپي زده، كت و شلوارش را ببين، و يا پاپيونش را نگاه كن، و يا طرف را ببين كرواتيه! معلومه كه خيلي وضعش توپه! و يا اگر كسي مي خواست نشان بدهد كه خيلي هنرمند است دستش يك عصاي تزئيني مي‌گرفت و يا يك سيگار برگ لاي انگشتانش مي‌گذاشت و مدام پك مي‌زد! بعضي‌ها هم كه تازه به دوران رسيده بودند، توله سگي را به زنجير مي‌بستند و با خودشان اين طرف و آن طرف مي‌بردند تا همه فكر كنند كه خيلي خرشان مي‌رود! در حاليكه اين سگشان بود كه مي‌رفت و نه خرشان! و اين اشتباهي بود كه اغلب مردم در گذشته‌هاي دور به ويژه در دوران مرفهان بي‌درد و شاهنشاهان نامرد مرتكب مي‌شدند!

با گذشت زمان و بروز تحولات سياسي و اجتماعي برخي از برداشت‌ها صد و هشتاد درجه تغيير كرد. براي مثال در روزگارمان كروات شايد ديگر خيلي نشانه و نماد پولداري و كاردرستي نباشد و شايد بيشتر يادآور داماد جواني باشد كه با تلاش و دست و پا زدن‌هاي بسيار توانسته از پس مخارج سنگين يك شب دامادي خود بربيايد!  به نظر مي‌رسد كه در اين دوران نمادهاي قدرت و ثروت حسابي تغيير كرده‌اند؛ به‌طوري‌كه يك كت و شلوار موقر، يك پيراهن يقه بسته و مقداري محاسن (به مقدار كم و يا معتنابه) اغلب يك حاجي بازاري، يك مدير و يا يك مسئول، يك آقازاده و يا يك فرد پولدار را در ذهن تداعي مي‌كند. در رابطه با هنرمندان هم در اين دوره بهتر است چيزي پرسيده نشود زيرا سردرآوردن از كارشان و شناسايي تيپ و طرزتفكرشان در اين دوره بسيار سخت و دشوار شده است. برخي از اين هنرمندان و هنرپيشگان عزيز در آثار خود گاه چنان تيپ‌هاي معصومانه، بي‌آلايش (شما بخوانيد بي‌آرايش!) و خداشناسي! به خورد بيننده مي‌دهند كه تا مدت‌ها بينندگان را انگشت‌به دهان و حيران معصوميت و پاكي خود نموده و گاه همان‌ها با نمايش تصاوير و فيلم‌هاي متفاوت و بي‌پرده از خود در محافل خصوصي، جشنواره‌ها و تفرجگاه‌هاي كشورهاي از ما بهتران بينندگان را انگشت به دهان و حيران شخصيت واقعيشان مي‌كنند!

اخيرا هم برخي از اين هنرمندان كه از مشوقان اصلي تيم ملي فوتبال در جام جهاني برزيل به شمار مي‌آمدند و بدون حضور آنها بيم آن مي‌رفت كه تيممان در برابر نيجريه و آرژانتين و بوسني كيسه گل بشود! نماد جديدي را با عنوان شلوارك در برزيل براي معرفي هنرمندان به نمايش گذاشتند. اين هنرمندان از اين فرصت تاريخي براي معرفي نماد شلوارك به بهترين نحوممكن استفاده كردند و در همان هواپيما و پس از مطمئن شدن از عبور از مرزهاي هوايي ايران و ورود به مرزهاي كشورهاي از مابهتران! شلوارهاي خود را پايين كشيده و به ناگاه در كمال حيرت مسافران با شلوارك ظاهر گشتند و اقدام به گرفتن تصاوير و درج در شبكه‌هاي اجتماعي كردند! اين نهضت هنرمندانه! و تلاش مجدانه در تمام طول جام جهاني نيز ادامه داشت و تصاوير هنرمندان شلوارك‌پوش گاه بيشتر از تصاوير بازيكنان تيم ملي فوتبال و ساير حوادث و وقايع جام‌جهاني مورد توجه قرار مي‌گرفت. اين نهضت نيز همانند همه نهضت‌هاي ديگر موافقان و مخالفاني پيداكرد و بيانيه‌هاي زيادي در له و يا بر عليه آن نگاشته شد و هنرمندان شلوارك‌پوش را به خاطر اين هنرنماييشان بيش از پيش مورد توجه رسانه‌ها قرار داد!

 هرچند كه به نظر مي‌رسد اين نهضت در حال حاضر همه نهضت‌هاي ضاله ديگر مانند نهضت آزادي‌هاي يواشكي و غيريواشكي را تحت تاثير خود قرار داده است اما باز هم جاي شكرش باقي مانده كه به همين شلوارك‌پوشي تا كنون اكتفا شده و هنوز به زيرشلوارك و زيرتر از آن و جاهاي خطرناك‌تر! نرسيده است.



ارسال در تاريخ جمعه بیست و یکم شهریور 1393 توسط کتـــابگذار اعظـــــم

پیج رنک

دانلود آهنگ