( بدون شرح )
وزیر کتاب
یکهوئی مثل گاگولا پریدم از خواب خوشگلی که من می دیدم
یک خواب ناز و دلکش و ملسناک کز دیدنش دلم بشد طربناک
از اون خوابایی که یکی، تو صد سال اگه ببینی داری بخت و اقبال
از اون خوابا! از اون خوابای مشتی! که مونده ام! چه جوری کرده نشتی؟!
می خوای بدونی چی بوده خواب من عزیزکِ فضولِ بی تابِ من ؟
می گم برات به شرطی که نخندی خل بودنو به ناف من نبندی!
دیدم که بعدِ عمری حالِ خراب شدم وزیر، اونم وزیر کتاب!
تو کابینه شدم یه عضو فعال نه یک سوپور، نه یک بقال، نه چقال
یه آدم حسابی، پر شُر و شور وضع مالی رو که نگو! جور جور
دفتر و دستَکَم تو یک عمارت اونجا می کردم حسابی وزارت!
کلی آدم به زیر دست و بالم هی با خودم می گفتم: "وای خوشحالم!"
از خوشحالی تو پوست خود نبودم آخه برا خودم وزیری بودم
دور و برم یه لشگری معاون همگی خوش تیپ و پر از محاسن
هر کدوم از معاونا به کاری مشغول یک طرح و یه ابتکاری
یکی معاون امور سی دی یکی مجلات و یکی دی وی دی
یکی معاون کتابگذاری یکی دیگه معاون اداری
یکی تو کار لیبل و شیرازه یکی تخصصش فقط فرازه
یکی که بود خیلی قوی و پرزور گذاشته بودمش مدیر سانسور
یکی که بود تخصصش علافی گذاشته بودمش واسه صحافی
یکی که قبل از این مگس پرون بود کم سن و سال و تقریبا جوون بود
داده بودم به اون فقط همین کار دربیاره برای من هی آمار !!!
کتابخونا رو بشماره یک به یک سابقه شون بکنه برام چک
بفهمه این کتابخونا کی هستن ؟ اینا دیگه چه علافایی هستن ؟ ...
خلاصه بود دور و بر من شلوغ ولی همش دراومد آخر دروغ
یه دستی خورد توی پس کله ام یه چیزی انگاری نمود چپه ام
قصر قشنگ آرزوم خراب شد دل ظریف و نازکم کباب شد
افتادم از بالا به سمت پایین خودم رو دیدم توی تخت و بالین
یکهوئی مثل گاگولا پریدم از خواب خوشگلی که من می دیدم...!
کتابگذار اعظم