تبليغاتX
طنز کتابداری
طنز کتابداری
توپولف
 

توپولف

منتشر شده در: ستون آزاد (شماره ۴۲)

اصلا فکرش رو هم نمی کردم تپلف یه روزی این قدر خطرناک بشه! منظورم جمشید تپلفه! یادمه توی دبیرستان یه همکلاسی داشتیم که خیلی تپل و چاق بود. هر چی هم رژیم مژیم می گرفت فایده ای نداشت! انگار تپلی تو خونش بود، آب خالی هم که می خورد چاق می شد، روز به روز هم چاق­تر می شد. جوری چاق شده بود که دوتا نیمکت مخصوص خودش داشت تا راحت بتونه سرکلاس بشینه و درس بخونه. جمشید به خاطر همین تپلیش لقب تپلف گرفته بود و بچه ها و معلمها و اطرافیانش اون رو تپلف صدا می کردند و حتی بعضی ها، فامیل واقعیش رو بلد نبودند. اما جمشید تپلف بر خلاف هیکل ترسناک و نخراشیده اش دل خیلی مهربون و نازی داشت طوریکه همه بچه ها به خصوص من توی زنگهای تفریح مریدش بودیم و تا دلمون رو با خوراکیهاش از عزا در نمی آوردیم ول کنش نبودیم. تپلف بیچاره هم تا می تونست برای ما خوراکی می گرفت و می خوردیم تا شاید ما روزی مثل اون تپلف شیم و اون توی این مورد احساس تنهایی نکنه! خلاصه سال آخر دبیرستان یادمه تپلف خیلی گنده  شده بود جوری که بچه ها می ترسیدن نزدیکش بشن! همیشه با خودم فکر می کردم اگه روزی این تپلف روی کسی بیفته چه بلائی ممکنه سر طرف بیاد!

                        

اما واقعا دیگه فکر نمی کردم این جوری بشه!!! یعنی تپلف این قدر بزرگ و غول­آسا شده که این همه آدم رو تلف کرده! واقعا عجیبه! آره عجیبه! اصلا باورم نمی شه ولی حتما این اتفاق افتاده که همه جا ازش می گن. خودم با گوشهای خودم شنیدم که می گفتن "در اثر افتادن توپولف صد و پنجاه نفر کشته شدند."

یعنی واقعا این خبر درسته؟!

کتابگذار اعظم

 

 

|+| نگاشته شده در یوم یکشنبه نوزدهم مهر 1388   به قلم مبارک کتـــابگذار اعظـــــم  | 

نئولیدرها


نئولیدرها

منتشر شده در: بچه مشد (شماره 38)

لیدر در ورزش و به ویژه در فوتبال به کسی گویند که جماعتی از تماشاچیان و طرفداران یک تیم ورزشی را هدایت کرده و آنها را با وادار کردن به انجام حرکات هماهنگ و سر دادن شعارهای خوش آهنگ تحریک و تهییج بی اندازه نماید. "علامه بوقچی خان زّت زیاد" در کتاب خویش موسوم به "البوقیون الکبار" معتقد است که لیدرها، همان بوقچی های ورزشگاه ها هستند که با نواختن بوق و سر دادن شعارهای حماسی و آنچنانی! (تا نشنوی ندانی!) شور و نشاط و البته گاه اغتشاش بی حدی را در میان جماعت تماشاگران و به ویژه تماشاگرنمایان ایجاد می نمایند. وی سه ویژگی برجسته این قشر زحمتکش را تعصب، کم سوادی و بددهنی می داند و معتقد است که کمتر موجود زنده ای را یارای آن است که با این عزیزان دهان به دهان نموده و دهانش صافـــــ نگردد! "فری بد دهن" در مقاله با ارزش "لیدرها به بهشت نمی روند" خاطرات مفصل خود را از این نوع بددهانی ها مرقوم نموده است.

"شریفی میرزای انضباط الدوله" در اثر ماندگارش "منشورنامه­ ی اخلاقیات یا شعارات الارزشی فی میادین الورزشی" نظریه جدیدی را در این رابطه با عنوان "نئو لیدری"  ارائه و پس از آن، گروه جدیدی از لیدرها را معرفی و ویژگی های آنان را تبیین نموده است. وی معتقد است که نئولیدرها  انسانهای شایسته و تحصیلکرده ای هستند که حداقل مدرک تحصیلی آنها کارشناسی ارشد بوده و غالبا استاد دانشگاه، مدیر، معلم، پژوهشگر و محقق و یا حداقل از افرادی هستند که از جایگاه فرهنگی- اجتماعی بسیار بالایی برخوردارند. این افراد برخلاف سلف نه چندان صالح خود، بسیار خوش تیپ، ترگل ورگل، خوش خلق و خوش زبان بوده بدانگونه که انسان از دیدن کمالات و جمالات آنها انگشت به دهان متحیر و "تبارک الله احسن الخالقین" گویان می ماند. این گروه شعارهای بسیار ارزشی و باکلاسی را در کمسیونهای فرهنگی خود تصویب و آنها را در استادیومها طنین انداز نموده و تماشاچیان را وادار به سردادن آنها می نمایند. از جمله آخرین شعارهایی که در این کمسیون تصویب و عن قریب در ورزشگاه ها سر داده خواهد شد به موارد زیر می توان اشاره کرد:

  • داور! عزیزم!  لطفا کمی دقت کن!               
  • شیر سماور                   داورِ دلاور
  • توپ تانک فشفشه           هرکی فحش بده چندشه!
  • ایران چه کارش می کند؟.... (با اجازه تمام بزرگترها، کوچکترها، تیم رقیب، نیمکت نشینها، تماشاگران تلویزیونی، داور محترم، کمک داوران بزرگوار و غیره...!) یه کمی سوراخش می کند!


..........................................................................................................................


سرانجام موفق شدم نگاهستان را روزآمد کنم:

خراب آباد دلتنگی


|+| نگاشته شده در یوم چهارشنبه هشتم مهر 1388   به قلم مبارک کتـــابگذار اعظـــــم  | 

 
offshore bank account

sevom blog